تکســــــوار جــاده بــــی انتهــــــای عشــــــق

 به نام آنکه گر حکم کند ما محکومیم/ به نام انکه سکــوت را آفرید تا تنها فریادم 

باشد/به نام آنکه کشتی عشق رو در وجودم جاری کرد/به نام آنکه جانم داد تــا 

فدایت کنم ومـرگ را داد تا به امید آن زندگی کنم / بــه نــام انکـه تـورا برای 

                          من ومن را برای تــــو آفــــریــــد 

                                              

با سکوتی تلخ وبغضی گلو گیر هنگامی که امواج اشک ردپـای تورا از چشمــانم می 

شوید از راهی دور عاشقانه ترین سلام ها را تقدیمت می کنم .وقتی که غم غـربت به

دلت چنگ انداخت واز نگاه مهربان تو محروم می شـوم اینجا ست کـه زمــزمـه ی

عشق ایثـــار می کنـــد تــا نتــوانــم بگــویم :کــه :ای ســردار رویـاهــا ی 

 ســرزمیــن قلب مــــن تـــــا ابــــــــــــــد دوستــت دارم 

                           گــرچــه بــاهــم نبــاشيــم 

                                     

مرسي از تك تك دوستاي عزيزم كه هميشه پيشم هستن و با وجوده پر مهرشون بهم

دلگرمي ميدنUpgrade your email with 1000's of emoticon icons من توي آپپدن يه كمي همش يه كمي هــا تنبلم   يعني

حسش رو كمتر پيدا ميكنم ولي هركي كه آپ كنه و خبرم كنه بهش هميشه سر ميزنم

 پس يادت نره دوست جونياي عزيزم آپيدين خبرم كنيد چون از خـــوندن

وبلاگ هاي دوستام لذت ميبرم و از هر كدوم چيزايي رو ياد ميگيرم . 

اينم يه متن تقديم به تمام عاشقاي دلشكسته     البته شرمنده كه اين آپــم خيلي

طولاني شد هر چي ميخوام  كمتـــرش كنـــم نميشه  البته يكمي حذفش كردم

(جدا كه خسته نباشم)  بــه بزرگيـه خـودتـون ببخشيد  

 

  

 

                  

نيمه شب آواره و بي حس و حال

در سرم سوداي جامي بي زبان

پرسه اي آغاز كرديم در خيال

دل به ياد آورد ايام وصال

از جدايي يك دوسالي ميگذشت

يك دوسال از عمر رفت و برنگشت

دل به ياد آورد اول بار را خاطراته اول ديدار را

آن نظر بازيه آن اثرار را آن دوچشم مسته آهو وار را

همچون رازي مست و سربسته بود

چون من , از تكرار اوهم خسته بود

آمدوهم آشيان شد با منو

همنشين و هم زبان شد با منو

خسته جان بودم كه جان شد با منو

ناتوان بودم كه جان شد با منو

دامنش شد خوابگاهه خستگي

اين چنين آغاز شد دلبستگي

واي از آن شب زنده داري تا سحر

واي از آن عمري كه با او شد به سر

مست او بودم زه دنيا بي خبر

دم به دم اين عشق شد بيشتر

آمدو در خلوتم دمساز شد

گفته گو ها بين ما آغا ز شد

گفتمش در عشق پا برجاست دل

گرگشايي چشم دل بيناست دل

بي تو شامه بي  فرداست دل

دل ز عشق روي تو حيران شده

در پي عشق تو سرگردان شده

گفت : درعشقت وفادارم بدان

من تو را بس دوست ميدارم بدان

شوق وصلت را به سر دارم بدان

باتوشادي مي شود غمهاي من

باتو زيبا ميشود فرداي من

گفتمش عشقت به دل افزون شده

جزتو هر يادي به دل مدفون شده

عالم از زيباييت مجنون شده

بر لبم بگذاشت لب يعني خموش

طعمه بوسه از سرم برد عقل و هوش

در سرم جز عشق او سودا نبود

بهره كس جز او در اين دل جانبود

ديده جز بر روي او بينا نبود

همچو عشقه من هيچ گل زيبا نبود

خوبيه او شهره ي آفاق بود

در نجابت در نكوهي ناب بود

روزگار اما وفا با ما نداشت

طاقت خوشبختيه مارا نداشت

پيشه پاي ما سنگي گذاشت

بي گمان از مرگ ما پروا نداشت

آخر اين قصه هجران بودو بس

حسرت و رنج فراوان بودو بس

ياره مارا از جدايي غم نبود

در غمش مجنون و عاشق كم نبود

برسره پيمانه خود محكم نبود

سهمه من از عشق جز ماتم نبود

با منه ديوانه پيمان ساده بست

ساده هم آن عهد و پيمان را شكست

بي خبر پيمان ياري را گسست

اين خبر ناگاه پشتم را شكست

آن كبوتر ناگاه از بند رفت

رفت و با دلداره ديگر عهد بست

با كه گويم او كه همخونه من است

خصم جان و تشنه ي خونه من است

بخت بد بين وصله او قسمت نشد

اين گدا مشمول آن رحمت نشد

عاشقان را خوشدلي تقدير نيست

با چنين تقدير بد تدبير نيست

از غمش با دود و دم همدم شدم

باده نوشه غصه ي او من شدم

مست و مخمور و خراب از غم شدم

زره زره آب گشتم كم شدم

آخر آتش زد دله ديوانه را

سوخت بي پروا پره پروانه را

عشقه من از من گذشتي خوشگذر

بعد از اين حتي تو اسمم را نبر

خاطراتم  را تو بيرون كن ز سر

ديشب از كف رفت فردا را نگر

آخر اين يكبار از من بشنو پند

بر من و بر روزگارم دل مبند

عاشقي را دير فهميدي چه سود

عشق ديرين , گسسته تار و پود

گرچه آّب رفته باز آيد به رود

ماهيه بي چاره اما مرده بود

بعد از اين آشيانت هر كس است

با ش با او ياده تو ما را بس است

 

 

 

اين قسمت مخصوص كسايي هست كه خودشون ميدونـن كيـرو ميـگم. 

 

تا يادم نرفته بهتره توي وبلاگ ها كه سر ميزنيم جانب ادب رو رعـــايت

 

كنيم و به عقايده همديگه احترام بزاريم تو دوسته عزيزي كه لطف ميكني

 

سر ميزني بهتره عفت كلام داشته باشي توي وبه چند نفر كه ســــر زدم

 

افرادي با مشخصات الكي توهين ميكنن خواهشا بهتره فــرهنگ و تـــربيت

 

خانوادگيمون رو حفظ كنيم به خدا چند جا كه سر زدم ديدم اينـه اوضاع

 

پشيمون شـدم از دادن كـامنت چـون خـودم خجـالت كشيدم وبلاگ هـا

 

هر كدوم واسه يه امره خاصيه لطفافضای دنياي مجازي رو حداقل خــوب حفظ

 

 كنيم تــا بتــونيم دربـيــرون از ايـن دنيا خوب اجراكنيم وجــــانب ادب رو

نسبت بـــه همدگيه رعايت كنيم . 

 

 

    

 

آن سفر كرده كه صد قافله دل همراه اوست هركجا هست خدايــــــا 

بـــه سلامت دارش

- 

 پ . ن 1

آدم مريض   به خاطر بي شخصيتي توو نامردي و بي ناموسي تو اين پســتم

كامنتا رو تاييد گذاشتم حالا هرچقدر دوست داري بالا وپايين برو كامنت بده به نازم

به غيرت بي غيرتت وبه شرفي كه نداري كه اين قدر كثيفي اين اراجيف رو تــــوي

وبلاگا مينويسي

+نوشته شده در دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٥ساعت٧:٥٩ ‎ب.ظتوسط شراره | نظرات ()