تکســــــوار جــاده بــــی انتهــــــای عشــــــق

به چه قيمتي دلم رو به نگاه تو سپردم

چه فريبه تازه اي از رسمه كهنه ي تو خوردم

به تو من چه ساده آرزوم رو گفتم اما نشنيدي

صداقت دلم رو يا نخواستي يا نديدي

حيف از اولين قصه اين سكوته آخرينه

خواستن و نخواستني نيست آخره قصه همينه

 

  

خوب حالا می‌خوام وارد یه بازی پیچیده بشم   فواد عزيز(آقاي دكتر) 

 

ورويا جون (روياي نيمه شب))دوتا دوستاي گلم منو به یه بازی دعوت

 

کردن( كه اينجا جا داره به خاطر تاخيرم  عذرخواهي كنم شرمنده ي گل

روشونم ) خوباين بازي  به نظر من بازي خيلي جالبيه ولي ...  فکركنم در

جريانه بازيش  باشين منم خوب يه بار ديگه تكرار ميكنم .    قراره من 5 تا از

 

خصوصیاتم رو که دیگران نمی‌دونن رو این‌جا بگم . بعد 5 نفر دیگه رو کاندید

 

کنم برای ادامه بازی . و از اون‌جایی که من همه دوستاي گلم رودوست دار م

 

نمی‌تونم از بینشون 5نفر رو انتخاب کنم . هر کدوم از دوستاي جون جونيم که

 

لطف ميکنن واينجا سر ميزنن اگر خواست این بازی رو ادامه بده وآخرم اگر لطف

كنه منم بي خبر نذاره ممنونش ميشم  من كه خوشم اومد. بازيه جالبي رو

 

اگه اشتباه نكنم از شبه يلدا شروع كردن نظرتون چيه تا عيد ادامه اش

 

بديم خوب پس تودوسته عزيزم كه هنوز ننوشتي توهم شروع کن ...

 

 

   

    

1-با وجوده 21 سال سن هنوز بچه بودن رو دوست دارم و كاراي بچگونه

ميكنم  مثله بچه هام حرف ميزنم  به خاطر همين لوس هم تشريف دارم

.عاشق تنقلاتم حله حوله وشكلات واين آبنبات چوبيا    خيلی دوست

ميدارم (ولي چاق نيستم ) دير عصبانی ميشم وخيلی خونسردم ولی وقتی ميشم

 

ديگه ...  

 

 

2-   از خود مرسي ولجباز هستم و غرورم سرسام آوره .   هرچقدر خواستم

كمش كنم نشد كه نشد هميشه هم كار دستم داده ولي با وجوده اين دوسش دارم

(غرورم رو)

 

 

3-  هميشه سعي ميكنم خودم رو باشرايطي كه دارم وفق بدم با اينكه شرايطم 

 

 البته گاهی اوقاتم تحمل از کفم ميره ولی زودی سعی ميکنم شرايطم رو واسه  

 

 خودم توجيه کنم (...ولي خوب واسه روزه مبادا تو امين آباد واسه خودم جا

رزو كردم كه اگه يه موقع تحملم تموم شد جاداشته باشم برم...) 

 

 

سكوتم از رضايت نيست

 

دلم اهله شكايت نيست

 

4- تاحالا تو عمرم از كسي عذخواهي نكردم   با وجوده اينكه ميدونستم

 

اشتباه از منه .وتاحالا واسه آشتي با كسي پيش قدم نشـدم .كه يــادمه

تـوي دبستان با يكي از دوستام سره يه بازيه مدرسه اي قهر كردم يه بارم

 

توراهنمايي با يكي ديگه    واي كه الان كه اين قسمت رو مينويسم

حالم ازخودم بهم خورد       ولي خوب  الان بهتر شدم واسه

آشتي  كسي مياد جلو اول لوس ميشم وزودي آَشتي ميكنم (...جدا كه خسته

نباشم خيلي زحمت ميكشم )      

 

       دوستي مثل ايستادن روي سيمان خيسه هرچي بيشتر بموني رفتنت سخت 

 ترميشه   واگر رفتي جاي پاهات براي هميشه به جا ميمونه  

 

5- تا به حال عاشق نشدم ولي خوب كسي رو دوست داشتم البته به نظرم

دوست داشتن از عشق فراتره چون ... همه رو دوست دارم وسعي

 

ميكنم تو دلم شكي نسبت به كسي راه ندم . نمي دونم خصلتم بده يا خوبه از

 

کينه کسی رو تو دلم نگه نميدارم حتي كسي كه زندگيم رو آتيش زده

 

واسش آرزوي موفقيت وخوشبختي ميكنم كه هر كدوم رفتيم سوي زندگيه

 

خودمون (حتما من بد بودم  ولي اينم بگم كه گاهي چيزايي كه ميشنوم

كلافم ميكنه وباعث ميشه به خودم بگم نبخشمش)

 

ما از آن پاك دلانيم كه زكس كينه نداريم

 

يك دل پراز غصه ولي يك يار نداريم

 

 

      

ای عشق مدد كن كه به سامان برسيم

 چون مزرعه ی تشنه به باران برسيم

 يا من برسم به يار ويا يار به من

 يا هر دو بميريم وبه پايان برسيم

  

سوگند

 

ساله نو ميلادي رو به تمام هموطنان عزيز به خصوص مسيحي

 

 تبريك ميگم اميدوارم ساله خوبي رو شروع وسپري كنيد

 

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٥ساعت۱٢:٤٤ ‎ق.ظتوسط شراره | نظرات ()