تکســــــوار جــاده بــــی انتهــــــای عشــــــق

سیلام دوست جونیام ، چمطورین خوفین ؟؟؟ نازنین جونم منو به یه بازی دعوت کرده که الان تو اکثر وبلاگا باید باشه و در جریانش باشین خوف منم با تاخیر آپیدم و از نازی عزیزم عذر میخوام .ماچ

 

خوب اول ده تا مورد که دوشت دارم اممممممم ؛

1.   مثله بچه ها عاشق شیطنتم   ، با اینکه 22 سالمه ولی خوب شیطونی رو دوست دارم ، هنوزم عاشق انواع و اقسام عروسکام و رو درو دیوار اتاقم پره . (ولی تا غفلت میکنم و خونه نیستم گریه میبینیم جای یکیشون رو دیوار خالیه که بعد از تحقیق و جستجو کاشف به عمل میام که یکی از عروسکام رو شوهر یا زنش دادن  ) 

2.  شوخی رو دوست دارم وتقریبا  شوخ طبعم البته نه با هر کسی ،  و معمولا سر به سر کسایی که خیلی دوستشون دارم میزارم و تقریبا موفق میشم و همیشه آخرش وقتی میفهمن سر به سر یا سرکارشون گذاشتم دعوام میکنن ( ( از بس بی ذوقن نمیدونن من حساسمممممم مثله برگ گلمممممممم سبز )

3.   راه رفتن تو پاییز روی برگ ها و زمستون رو برف ها که صدای خش خششون زیر پا به گوش میرسه و تو بقیه ی فصول سال هم قدم زدن زیر درختا تو غروب رو دوست دارم قلب.

4.   گوش کردن به آهنگ  و یا نیگا کردن به غروب خورشید و نشستن لب ساحل دوست دارم ، چون هر وقت از دریا غروب خورشید رو نگا میکنم ، منو با خودش میبره ( به کجا نیمی دونم ولی خوب اکثرا به آینده ی نامعلوم فکر میکنم  )

5.   وقتی دلم میگیره یا ناراحتم دوست دارم تو تنهایی خودم باشم و هی کسی نیاد بپرسه چی شده که حسابی دیگه کلافه میشم ، ( آخه ناسلامتی ناراحتم میخوام تهنا باشم دیگه )

6.   زندگی آروم و آرامش و عشق ورزیدن و محبت کردن به همه رو دوست دارم چون لذت بخشه ، به خاطر همین همیشه سعی میکنم از چیزی که آرامشم رو بهم بریزه دوری کنم   ( چون کش رو هر چقدر بکشی کش میاد دیگه )

7.   از گل خونه خوشم میاد بوی گل و بوی طبیعت بکر رو دوست دارم ، واسم خیلی لذت بخش . ( با اینکه آلرژی دارم ولی بازم از رو نمیرم ، عجب دختر بدیم من  )

8.   صداقت و راستگویی ، بهم انرژیهای مثبت میده ، و از آدمای روک که ایرادم رو بهم البته تو خفا نه تو جمع بگن خوشم میاد ، خودمم روکم با کسی تعارف ندارم ، مگر اینکه باهاش رو درواسی داشته باشم ویا طرف واسم مهم نباشه .

9.   خوندن وبلاگای کسایی که دوست دارم ، البته تنبلم تو کامنت دادن، مخصوصا تو آپیدن وگرنه هر کی آپ کنه وبهم خبر بده بهش سر میزنم .

10. مسافرت به نقاط سر سبز و وایسادن روبروی حرم امام رضا ( ع ) مخصوصا تو شب 

 

حالام ده مورد که دوشت ندارم ؛

1.      دروغ

2.      دروغ

3.      دروغ

4.   و بازم دروغ ،   چون خیلی ریز بینم وقتی حس کنم و بفهمم کسی بدون دلیل یا به خاطر مسائل پیش پا افتاده بهم دروغ بگه و چند بار تکرار شه حسم نسبت بهش سرد میشه و واقعا متنفرم

5.      از آدمای هیز و چشم چرون بدم میاد ، وای که چقدر این طور ادمای غیر قابل تحملن . سبز.

6.      از جرو بحث متنفرم   

7.   از اینکه یه سری کارام یا رفتارام یا حتی حرفام کسی رو ناراحت کنه ( البته معمولا ندونسته میشه ) و طرف مقابلم بهم نگه کفری میشم ابرو. ( با توام اااا هواست هست ) .

8.      از اینکه کسی به خواد خودش رو غیر از اونی که هست بهم نشون بده و واسم فیلم بازی کنه متنفرم . The Thinker

9.   متنفرم از کسایی که به قوله یه ضرب المثل : " مرگ خوبه ولی واسه همسایه " ، خودشون هر کاری کنن موردی نیست ولی طرف مقابل نه ، این مسئله مخصوصا در مورد پسرا صادقه بهشونم بگی میگن من پسرم اشکالی نداره واسه دختر زشتهههههههه . ( آقا پسرا خواهشا جبهه نگیرین ، نظرم رو گفتم )

10. از آدمای مغرور خوشم نیمیاد من جمله از خودم که رو یه سری مسائل مغرورم هر کاری میکنم نی می تونم تر ک کنم . ( خوف شیکار کنم تلاش کردم نتونستم ) 

 تنقلات مورد علاقه ام ؛  خوشمزه

چیپس ، پفک ، تخمه ژاپنی ، پفک هندی و بادوم هندی ( همش که شد اجنبی نیشخند  )

و در آخر اگه 24 ساعت به عمرم مونده باشه ؛

دوست دارم حداقل اون 24 ساعت رو اون طوری که دوست دارم ، بدون دخالت جبر زمونه و بازی روزگار زندگی کنم .

و قرار شد من 5 نفر رو دعوت به بازی کنم ؛

خوف منم هر کی که میاد وبم و بهم سر میزنه و کامنت میده رو دعوت به بازی میکنم ، به شرطی که بهم خبرش رو بده هاااا .ماچ

    

 

من اما لا به لای این حال و هوایی که ماندن و نفس کشیدن را معنا می کند گاه دلم برای رفتن تنگ می شود.امروز دلتنگ خاطراتی شده ام که پشت سر جا مانده اند و بی تاب آرزوهایی که از روبرو می گریزند و حسرت روزهای از دست رفته و غصه و غم آینده ا ی گنگ که چگونه نظاره گر عشق  نا معلوم خواهم بود . آنگاه که نیلوفران به عشق تو سر از مرداب بیرون آوردند من هم زندگی را معنا کردم . آنگاه که پرستوها معنای عشق را دریافتند من نیز تو را در وجودم یافتم ، آن زمان که باران ، اشکهایش را نثار زمین کرد و به آن جان دوباره بخشید من نیز به عشقت باریدم و کویر دل را آبیاری کردم .

 

 

 

یاده تو در همه شبهای من می درخشد ، وقتی به افق های روبرو نگاه میکنم نور تو را می بینم که حتی گمنام ترین قسمت های زمین را روشن کرده است .

 

 

 

پیوست ؛1). یه مطلبی بود یک جایی خوندم خوشم اومد گفتم شمام بی بهره نمونین خیلی جالب بودو حسابی برد به فکر :

گنجشک به خدا گفت : لانه کوچکی داشتم آرامگاه ای بی کسی ام بود ، اما طوفان تو آن را ازم گرفت ، کجای دنیای تو را گرفته بودم ؟خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود ، باد را گفتم لانه ات را واژگون کند تو از کمین مار پر گشودی ! چه بسیار بلاها که از تو به واسطه محبتم دور کردم وتو ندانسته به دشمن ام پرداختی !!!

+نوشته شده در سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳۸٧ساعت۱:٥۱ ‎ق.ظتوسط شراره | نظرات ()